انبار- زندان

1397/12/24 13 تقویم روز rating
image

با دوستت آرام بیا، بسا که روزی دشمنت شود و با دشمنت آرام بیا، بسا که روزی دوستت شود.

غرب تکیه دولت محوطه انبار یا دوساقخانه (1)  بود که با گذشت سال‌ها از مشروطه و به وجود آمدن عدلیه و نظمیه هنوز بعضی از زندانیان سیاسی در آن نگهداری و زجر و شکنجه می‌شدند. قتلگاهی که در این زمان‌ها قسمتی از آن به صورت انبار اشیاء فرسوده درآمده؛ قسمتی از آن اصطبل و گاریخانه شده بود. از زمان صفویه تا اواخر دوره قاجاریه این انبار محل اسکان زندانیان و آزار و عذاب و قتل و کشتار آنان بود و چاهی در وسط آن به نام (چاه ویل) داشت که کشته شدگان در آن انداخته می‌شدند. «ویل» چاهی بود بس عمیق و وسیع که پس از قرن‌ها هنوز به عمق اولیه خود باقی مانده افتادن هزارها محکوم به مرگ، اندک تأثیری در آن نکرده؛ همچنان با شکم گرسنه برای طعمه، دهان گشوده بود و آخرین لقمه‌اش قسمتی از بنای بانک ملی بازار در سه طبقه بنا و صدوپنجاه کارگر و عمله و مهندس بود که هنگام ساختمان بکام آن فرو رفته؛ اثری از قربانیان آن نتوانستند به دست آورند. خدمه این انبار را (دو‌ساق‌بان) و (نسق‌چی)3  می گفتند و کارشان جلب و زجر و اجرای احکام دست بریدن و گوش بریدن و چشم کندن و بینی مهار کردن و مثله نمودن و شقه کردن و سربریدن و مانند آن بود و سران ایشان را (دو ساق‌چی‌باشی) و (نسق‌چی‌باشی) و (میرغضب‌باشی) می‌گفتند. مردمی از قسی‌ترین و شقی‌ترین افراد که باقی‌ماندگانشان را در این زمان یعنی در زمان کودکی نگارنده پدران و سالخوردگان به فرزندان خود نشان داده؛ مظالم و شرارت‌هایشان تعریف می‌کردند. خارادلانی که محکومین سیه‌روزگار را به بدترین و وحشیانه‌ترین عذاب‌ها معذب داشته؛ درباره‌شان از هیچ زحمت و رذالت فروگذار نکرده؛ مردم خون‌آشامی که با استفاده از خودمختاری حکومت‌ها از هیچ رنج و ستم و جسارت و جنایت چشم‌پوشی ننموده؛ با اندک بهانه ای مردم بی‌گناه را گرفتار مصائب و مهالک می‌ساختند. مأمورین بی‌جیره و مواجبی که باید از طریق سخت دلی و بدذاتی و پاپوشی‌دوزی و توطئه‌سازی و ستمگری، روزی خود کسب و نوکران خودکامه‌ای که با تکیه به نیزه قدرت ارباب، همراه دمار از روزگار مردم بیچاره برآوردن امر معاش بکنند. هرکه را که بخواهند متهم نمایند و هرچه را از اموال و نوامیس اهالی که خواستار شوند خود را مالک بلامعارض و مانع آن دانسته؛ بتوانند با استفاده از آشفتگی و بی‌صاحبی مملکت بدست آورند. اوباشی که با به چنگ آوردن قبای سرخ و خنجر پرشال و نشان شیر و خورشیدی به جلو کلاه، مالک‌الرقاب هستی و حیات مردم بوده کسی نتواند حرفی بالای حرفشان داشته باشد و با انتساب به شاه و وزیر و دوستاقخانه و فراشخانه صاحب اختیار همه چیز و همه کس مردم بوده؛ تراوشگر درون دستگاه اندرون و نشانگر ذات حکومت‌های ستمکار وقت بشوند. کار خودسری را به جایی برسانند که روز روشن دارایی و زن و بچه مردم را از حفاظ و ستار خود بیرون کشیده کسی را جرأت چون و چرای آن نبوده‌باشد و در هر وقت و بی‌وقت که بخواهند زندانیان محکوم را مهار کرده (4)، گوش و بینی و دست و لب بریده جهت گدایی بدور کوچه و بازار بکشانند و کسی را قدرت تعرض نبوده‌باشد.

 

 

 

 ------------------------ 

پاورقی

 1-حبس‌خانه- زندان 

2- .مأخوذ از واویلا 

3- شکنچه‌چی 

4- . یکی از عواید دوستاقبانان و نسق‌چی‌ها این بود که حق داشتند محکومین را به هر صورت مورد استفاده قرار دهند و بدین جهت آنان را زنجیر کرده دور کوچه و بازار وادار به گدایی می کردند و غالباً برای اینکه سود بیشتری به دست آورند؛ بینی آن‌ها را سوراخ نموده از آن زنجیر یا ریسمان گذرانده یا گوش و بینی بریده‌شان در سینی بدست خودشان داده یا از گردنشان آویخته در معابر می گرداندند. ریسمان از بینی گذراندن را مهارکردن می‌گفتند.

 

 

 

جعفر شهری- طهران قدیم

  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید