عنوان: مدیریت افکار عمومی چگونه ممکن می شود؟

1399/10/17 972 آموزش rating
image
افكار عمومی به مجموعه گرايش‌های ذهنی افراد يك واحد اجتماعی نسبت به موضوعات مطرح شده يا مجموعه‌ای از داوری‌های مردم درباره موضوعی خاص در زمانی معین گفته می‌شود.

افکار عمومی
 افكار عمومی به مجموعه گرايش‌های ذهنی افراد يك واحد اجتماعی نسبت به موضوعات مطرح شده يا مجموعه‌ای از داوری‌های مردم درباره موضوعی خاص در زمانی معین گفته می‌شود.
 اکثر محققان افکار عمومی، بر این موضوع توافق دارند که در ارتباط با افکار عمومی دست کم حضور چهار عامل ضروري است:
I. موضوعی باید وجود داشته باشد، یا باید به وجود آید که مورد توجه عموم قرار گیرد.
II. افرادي باید وجود داشته باشند که داراي منافع مشترکی باشند تا آن موضوع با منافع آن‌ها پیوند بخورد.
III. اقدامات و تلاش‌هایی باید به عمل آید تا آن موضوع بیان و علایق عمومی با آن موضوع تبلیغ گردد، تا تفاهمی بین جمع زیادي از مردم پیرامون موضوع حاصل شود.
IV. این تفاهم نفوذ خود را به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم اعمال نماید.

جایگاه روابط عمومی در مدیریت افکار عمومی
 ارتباطات ابزاری استراتژیک برای نیل به اهداف سازمانی و رسیدن به چشم انداز سازمان‌ها است و در این راستا یکی از کامل‌ترین و موثرترین شیوه‌های تبادل ارتباطات، روابط عمومی‌ها هستند.
 اهمیت شناخت افکار عمومی به این علت است که آگاهی به عقاید هر گروه به ما کمک می‌کند که رفتار اجتماعی آن گروه را پیش‌بینی کنیم .
 مهمترین وظایف روابط عمومی، شناخت افکار عمومی و نفوذ در آن برای جلب رضایت افکار عمومی از سازمان است که می توان از ارتباطات درون و برون سازمانی، امور فرهنگی و نمایشگاه‌ها و انتشارات و سنجش افکار عمومی و آموزش و پژوهش و برنامه ریزی نام برد.

الگوی مدیریت افکار عمومی

در ارتباط با نحوه مدیریت افکار عمومی دو الگوی اصلی را میتوان شناسایی نمود:
الگوي مدیریت دولتی

الگوي مدیریت اجتماعی

الگوي مدیریت دولتی
صاحب نظران معتقدند دولت‌ها بازیگران اصلی معادلات سیاسی و امنیتی هستند، لذا میتوان از آن‌ها به عنوان مرجع امنیت یاد نمود. با پذیرش چنین فرضی، مشخص می‌شودکه امنیت مردم منفک از امنیت دولت بوده و زیرمجموعه آن به شمار می‌آید. به‌زعم آن‌ها براي مدیریت نمودن ناامنی و تهدید که در ساخت هرج و مرج‌گونه نظام بین‌الملل وجود دارد، تنها دولت است که صلاحیت اقدام دارد و حوزه اجتماعی باید در اختیار و زیر سلطه مدیریت سیاسی قدرت حاکم قرار گیرد.
نتیجه آن‌که: افکار عمومی باید مطابق با سیاست دولت، شکل داده و ساخته شود.

الگوي مدیریت اجتماعی
نویسندگان حوزه اجتماعی، همچون کراوز و ویلیامز معتقدند مرجع امنیت، جامعه است و لذا هویت جمعی را در مرکز مباحث خود قرار می‌دهند.
این ایده متعاقباً نزد اصحاب مکتب کپنهاك رشد و توسعه یافته و به تولید نظریه امنیت اجتماعی شده، منتهی گردیده که امنیت خرده هویت‌ها را در دستور کار دارد.
بر این اساس افکار عمومی موضوع اراده دولت دانسته نمی‌شود، بلکه این دولت است که باید افکار عمومی را در تحلیل و اقدام خود لحاظ نماید و به گونه‌اي تابع آن باشد.
در این رویکرد افکار عمومی ساخته نمی‌شود بلکه توسط قدرت اجتماعی به درون قدرت سیاسی، منتقل می‌شود.

رسانه‌ها: بحران‌ساز یا بحران‌زدا؟
◦ رسانه به عنـوان ابـزاري بـراي روشـن‌سـازي افکـار، ایجـاد فـضایی بـراي برخـورد سـالم و سـازنده دیدگاه ها و اطلاع‌رسانی مناسب از مهمترین عوامل توسعه و از نشانه‌هـاي پویـایی و تحـرك جامعـه‌هـا در دنیاي کنونی محسوب می‌شود .
◦ اما نقش دوگانـه رسـانه در بحـران‌سـازي و بحـران‌زدایـی دست کم، بر صاحبنظران این عرصه، واقعیتی انکار ناپذیروآشکار است. در دنیاي کنونی رسانه‌ها بخش گسترده‌اي از ماهیت افکار عمومی را شکل می‌دهند و به گونه فزاینده‌اي این روند رو به افزایش است.

مهندسی افکار عمومی

◦ ایده تفکر مبتنـی بـر مهندسـی افکـار عمـومی بیـشتر بـه نظریـه‌هـاي ارتبـاطی دهـه‌هـاي 1930 تـا 1960 مـیلادي برمی‌گردد یعنی زمانی که پارادایم اثر قدرتمند رسانه‌اي بر پژوهش‌هـاي رسـانه‌اي حـاکم بـود.
◦ پیدایش رسانه‌هاي پیـشرفته با بهره‌گیري از دانش نحوه اثرگذاري برافکار عمومی، سبب افـزایش نقـش رسـانه در ایجـاد، کـاهش و یـا گسترش بحران شده، به گونه اي که این اثرگذاري ماهیتی بسیار متفاوت از گذشـته پیـدا کـرده اسـت

جنگ رسا‌نه‌اي و بحران‌سازي افکار عمومی
 جنگ رسانه‌اي یکی از جنبه‌هاي برجسته جنگ نرم و جنگ‌هاي جدیـد بـین‌المللـی اسـت. چنـین جنگی بیشتر هنگام درگیري‌هاي نظامی کاربرد پیدا می‌کنـد. امـا ایـن بـه آن مفهـوم نیـست کـه در سـایر مواقع چنین جنگی در جریان نیست و یا مورد استفاده قرار نمی‌گیرد.
جنگ رسانه‌اي تنها جنگی اسـت که حتی در شرایط صلح نیزبه صورت غیررسمی ادامه می‌یابـد و هـر کـشوري بـا بیـشینه تـوان خـود بـراي پیشبرد هدف‌هاي سیاسی از رسانه ها استفاده می‌کند .
جنگ رسانه‌اي در ظاهر میـان رادیوهـا، تلویزیـون‌هـا، تفسیرگران مطبوعاتی، خبرنگاران، خبرگزاري‌ها، شبکه‌هاي خبري و پایگاه‌هـاي اینترنتـی جریـان دارد . امـا واقعیت آن است که در پشت این جدال مطبوعاتی چیزي بـه نـام "سیاسـت رسـانه‌اي یـک کـشور" نهفتـه است .
جنگ روانی توسط رسانه‌ها
آن‌چه به عنوان جنگ روانی از آن نام برده می‌شود، می‌تواند به چند شیوه ایجاد شود:
I. انگاره‌سـازي رسانه اي
II. کنترل ذهن‌ها توسط رسانه‌هاي بحرا ن‌ساز
III. فرافکنی رسانه‌هاي بحران‌ساز

انگاره‌سازي رسانه‌اي
یکی از شیوه‌هـاي جنـگ روانـی در ایجـاد و یـا تـشدید بحـران، "انگـار ه‌سـازي" رسـانه‌اي اسـت .
انگاره سازي با کمک به فرایند تأثیربلند مدت رسانه‌هـا، بزرگتـرین نقـش را در موفقیـت یـا عـدم موفقیـت بازیگران در هنگام بحران ایفا می‌کند.
انگاره را میتوان به عنوان یک سازه تعریف کرد که مضمون آن به خودي خود مجموعه‌اي از تصویرهایی است که از جنبه‌هـاي گونـاگون واقعیـت در ذهـن فـرد وجـود دارد.

نمونه ای از انگاره‌سازی رسانه‌ای
در مطالعـه عملکـرد شـبکه‌هـاي تلویزیـونی مـاهواره‌اي در جنگ اول خلیج فارس (که آن را نماد "پیروزي تصویربرواقعیت" خوانده‌اند)، بـه ایـن نتیجـه رسـیدند کـه فناوري هاي نوین ارتباطی این امکان را فراهم ساخت که واژه و تصویردر موقع مناسب براي صدها میلیـون نفر در سراسر جهان ارسال شود. تصویرنیزآن‌چنان بیننده را مسحور خود کرده بود که تصور می‌شد، افـرادخود شاهد نبرد هستند. با این وجود، آن طور که پژوهش‌هاي بیشتر کشورها نشان می‌دهد آن‌چه دیده می‌شد، جنگ نبود بلکه انگاره‌هایی بود تا حس پیروزي را القـا کنـد و نتیجـه‌اي بـه بـار آورد کـه واقعیـت و منطـق هیچگاه نمی‌توانست به آن دست یابد.

کنترل افکار عمومی توسط رسانه‌هاي بحران ساز
کنترل وهدایت افکارعمومی یکی از کارویژه‌هاي مهم رسانه می باشد. بـه طـور کلـی رسـانه‌هـا درجهت بحران‌زدایی ویا بحرا‌ن‌سازي نیاز به مدیریت برافکار عمومی دارند.
برخـی چـون گورینـگ (فرمانـده نیروي هوائی آلمان درجنگ جهانی دوم، با توجه به تجربه جنگ جهانی دوم وعملکرد رهبران ورسا نه‌هاي غربی ) بر این باورند که مردم در بسیاري موارد از جنگ بیزارند؛ فرقـی نمی‌کنـد کـه مـردم روسـیه باشـند، انگلستان یا مردم آلمان ( تجربه جنگ جهانی دوم نیزهمین امر را نشان داد).
بنابراین، رسانه ها می توانند با استفاده از اثربخشی افکار عمومی هردو گروه افراد علاقمنـد و یا بیزار از جنگ را تحت تأثیر قرار دهند.

نمونه‌ای از بحران‌سازی رسانه‌ها
در روزهـاي آغـازین اشـغال کویـت توسط عراق، رسانه‌هاي آمریکا مصاحبه یک پرستار کویتی را پخش کردند. در این مـصاحبه پرسـتار ادعـا می‌کرد عراقی‌ها با ورود به کویت با خاموش کردن اینکوباتورها (دستگاههایی کـه کودکـان نـارس را درآن قرار می‌دهند)، تعداد زیادي از کودکان کویتی را به قتل رسـانده‌انـد . بررسـی‌هـاي بعـدي (بعـد از پایـان جنگ) نشان داد که این ادعا دروغ بوده است. خانمی که رسانه‌هاي آمریکا از او با عنـوان پرسـتار بیمارستان شهر کویت یاد کرده بودند، نیز دختر سفیر کویت در آمریکا بوده اسـت کـه از مـدت‌هـا قبـل بـه کویت نرفته بود .
بنابراین چنین سناریوي تبلیغاتی در آمریکـا بـه «داسـتان دروغـین کـشته شـدن کودکـان» مشهور شد.گـویی آمریکـایی‌هـا در حملـه آمریکـا بـه عـراق در سـال 2003 دروغـین بـودن ایـن‌گونـه داستان‌سرایی‌هاي دستگاه تبلیغاتی آن کشور را به فراموشی سپردند.
فرافکنی رسانه‌هاي بحران‌ساز
یکی ازپدیده‌هایی که‌در زمان جنگ‌ رخ می‌دهد، بمباران راهبردي اسـت. ایـن کـارعـلاوه بـرازبـین بردن تأسیسات زیربنایی، هدف‌هاي روانی که همان خراب کردن روحیه دشمن، ضعیف کـردن اراده غیرنظامیـان براي مشارکت در جنـگ و ایجـاد نـاامیـدي در جامعـه اسـت، را نیـز درنظـردارد. در چنـین شـرایطی رسـانه‌هـا می‌توانند در حفظ روحیه جامعه اثرگذار باشند.
بحران‌زدایی رسانه‌ها
رویکرد خوش بینانه نسبت به رسانه‌ها با تمرکز بر تأثیرات رسانه‌ها بر افزایش مشارکت سیاسی شهروندان و فعالیت‌هاي مدنی آن‌ها، معتقد است این رسانه‌ها به‌طور غیرمنتظره‌اي مشارکت شهروندان در جامعه را افزایش داده‌اند.
مانوئل کاستلز، در پژوهش‌هایی که به تحلیل انقلاب‌هاي عربی پرداخته، نشان داده است که فناوري‌هاي نوین و رسانه‌هاي همراه تأثیر قابل توجهی در مبارزه با تبعیض، بی‌عدالتی، فساد اداري و در نهایت مطالبات مردم سالارانه داشته‌اند.
نقش رسانه‌ها در صلح

خلأ مطالعات جهاني در زمينه نقش ار تباطات و فرهنگ در مسائل مربوط به صلح و جنگ تعجب برانگيز به نظر مي‌رسد. حتي در ميان نشريه‌هاي علمي و تخصـصي ماننـد مجله «پژوهش صلح » كه يكي از نشريه هاي علمـي و تخصـصي مهـم در زمينـه صـلح به‌شمار مي رود، به نقش ارتباطات و فرهنگ در امنيت جهاني، توجه لازم معطوف نشده‌است. محتواي اغلب رسانه‌هاي جهان به‌گونـه‌اي اسـت كـه رويكرد آن‌ها به تخاصم و برخورد، بيشتر از صلح و امنيت است .

 

 

منابع
 مهدي ادیبان، علی‌اصغر کیا، 1398، تأثیر روزنامه‌نگاري همراه بر افزایش قدرت افکار عمومی بررسی انعکاس خبري انفجار داتا دربار در پاکستان، فصلنامه مطالعات رسانه‌هاي نوین، سال پنجم، شماره 17
 کیانوش کریمی، جلال غفاري قدیر، 1397، مدل تأثیرگذاري بر افکار عمومی در فضاي مجازي به کمک قابلیت‌های بازی وارسازي، فصلنامه مطالعات رسانه‌هاي نوین، سال پنجم، شماره 17
 ليلا مقتدایي، زهرا اميري اسفرجاني، 1396، بررسي تأثير مدیریت افكار عمومي بر احساس امنيت اجتماعي شهروندان اصفهاني، نشریه پژوهش‌های راهبردی امنیت و نظم اجتماعی، سال ششم، شماره دوم
 اصغر افتخاري، علیرضا قدرت‌آبادي، 1395، سازمانهاي اطلاعاتی و افکار عمومی؛ راهبردي براي امنیت‌سازي، فصلنامه پژوهش‌هاي حفاظتی ـ امنیتی دانشگاه جامع امام حسین، سال پنجم، شماره 19
 محمدرحیم عیوضی، 1388، مدیریت رسانه‌اي و مهندسی افکار عمومی، نشریه مطالعات تربیتی و روانشناسی شماره2
 محمدرحیم عیوضی، 1387، بحران شناسي رسانه اي: رسانه، قدرت نرم قرن 21، نشریه پژوهش‌هاي ارتباطی، شماره 55
 سایت شارا،1393، مدیریت افکار عمومی در بستر روابط عمومی

برای دریافت این مقاله بر روی لینک ذیل، کلیک نمائید.

مدیریت افکار عمومی چگونه ممکن می شود؟.pdf

  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.